تبليغاتX
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا...
نمی گویم فراموشم نکن هرگز ولی گاهی به یاد اور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش.

 

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود،

عاقبت غربی ترین دل نیزعاشق می شود،

عهد می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر 

مهربانی حاکم کل جهان می شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 18:45  توسط دهه شصتی  | 

 

من می خواهم افکار خدا را بشناسمِِ،ما بقی همه جزئیات است.

Your heart is the most expensive thing that can be broken

خورشید باش،که اگر خواستی بر کسی نتابی،نتوانی.(زرتشت)

From the moment,I Looked into your eyes , I’ve never been the same

(you stay with me)

بگذار بهشت و جهنم وجود داشته باشد اگر چه جای من ته  جهنم باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 18:41  توسط دهه شصتی  | 

دریغا نمی دانیم  هم چنان که در اننظار او به سر می بریم

به کدامین درگاه نیاز آوریم...

دریغا.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 18:36  توسط دهه شصتی  | 

وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران زیباترین صدای پاییز است     

 دیگر چه فدق می کند که برگ سبز کدامین درخت باشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:29  توسط دهه شصتی  |